سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

47

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مولف مزبور همين حديث را در صفحه 423 بار ديگر ياد كرده است . [ همان كتاب 6 / 398 ] از « جابر » نقل كرده است كه گفت : در يكى از اوقات كه حضرت على عليه السّلام در حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بود ، اين ابيات را انشا نمود و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله هم گوش فرا مىداد . انا اخو المصطفى لا شك فى نسبى معه ربيت و سبطاه هما ولدى جدى وجد رسول الله منفرد و فاطم زوجتى لا قول ذى فند صدّقته و جميع النّاس في بهم من الضّلالة و الاشراك و النكد فالحمد لله شكرا لا شريك له البرّ بالعبد و الباقى بلا امد ( 1 ) . ؛ « من برادر پيغمبرى هستم كه از سوى خدا براى راهنمائى بندگان او انتخاب شده است ، و مانند ديگران كه شك و شبهه در نسب آنان موجود است ، شك و شبهه در نسب من وجود ندارد . به دست او تربيت شدم و دو فرزند من ، دو نواده او هستند . جد من و جد او ، يكى است و براستى دختر ارجمند او حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام ، همسر من است . در حالى كه همه مردم در تاريكى به سر مىبردند و ظلمت و شرك سراپاى آنان را فرا گرفته بود ، به حضرت او ايمان آوردم و نبوت او را تصديق كردم اينك ، از خداى بىانباز شكرگزارم كه همواره پايدار است و خلق خدا از حضرتش بهره‌مندند . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از شنيدن اين ابيات خرسند شد و لبخند محبت آميزى بر لبان حضرتش نقش بست و فرمود : آنچه كه گفتى راست بود ! « ابن عساكر » اين

--> ( 1 ) « حسين ميبدى » در شرح ديوان ، پس از رواياتى كه در خصوص فضائل حضرت على عليه السّلام است و پاره‌اى از آنها در اين كتاب آورده شده است ، اين رباعى را سروده است : اى آنكه ترا نبى برادر خوانده با جان و دل خويش برابر خوانده مانند خليل رفته در آتش قير گر نام تو را كسى برادر خوانده و در پايان مىنويسد : گويند يكى از يهوديان عليه حضرت اقامهء دعونى نمود ، هر دو نزد « شريح قاضى » رفتند ، هنگام ورود حضرت على عليه السّلام كنار شريح نشست و فرمود اگر خصم من مسلمان بود كنار او مىنشستم و پس از اين ابيات بالا از حضرت بيان فرمودند . ( مترجم )